مینیمالیسم دیجیتال

تصویر امیرعلی صاحبی

امیرعلی صاحبی

امروز در رابطه با

مینیمالیسم دیجیتال

خلاصه ای از 8 ایده کلیدی این کتاب صحبت می کنیم.

 

ایده کلیدی اول:

این روز ها دستگاه هایی که برای تماس تلفنی و  موسیقی قابل حمل در نظر گرفته شده اند به ابزار اعتیاد آور و خطرناکی تبدیل شده اند. 

در سال 2016، مجله نیویورک مقاله ای از نویسنده محبوب اندرو سالیوان را منتشر کرد. نویسنده در 7000 کلمه توضیح داد که چگونه هجوم مداوم اخبار، تصاویر و حواشی آنلاین سرانجام او را “شکست” داد. به احتمال زیاد با علائم چیزی که سالیوان در مورد آن می‌نوشت آشنا شده‌اید، میل مداوم به بیرون آوردن تلفن هوشمند و بررسی پیامک‌ها، ایمیل‌ها یا فیدهای رسانه‌های اجتماعی، احساس کسل‌کننده عجیب لحظه‌ای که از آن استفاده نمی‌کنید. رسانه دیجیتال. چگونه به اینجا رسیدیم؟

یکی از چیزهای مهمی که باید بدانیم این است که فناوری در مرکز این مشکل هرگز در نظر گرفته نشده است که به روش فعلی استفاده شود. هنگامی که اولین گوشی هوشمند، آیفون، در سال 2007 عرضه شد، استیو جابز دستگاه را به عنوان “بهترین iPod تا کنون” معرفی کرد. این یک راه جالب برای شما برای برقراری تماس تلفنی و همچنین گوش دادن به موسیقی بود. به گفته اندی گریگنون، مهندس اپل در اولین پروژه آیفون، جابز ایده تبدیل شدن آیفون به پلتفرمی برای برنامه ها و بازی های شخص ثالث را رد کرد.

در مورد فیس بوک، به خوبی شناخته شده است که در سال 2004 فیس بوک به عنوان یک نوآوری هوشمندانه در نظر گرفته شد – راهی برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد یک دوست از یک دوست – نه منبع اصلی اخبار یا حتی یک اتلاف وقت محبوب. برای اکثر دانشجویان کالج در سال 2004، بازی استراتژی کامپیوتری Snood بسیار محبوبتر از فیس بوک بود.

بنابراین، زمانی که مردم برای اولین بار آیفون و فیس بوک را وارد زندگی خود کردند، برای چیزی ثبت نام نمی کردند که هر روز ساعت ها به آن نگاه کنند. این جنبه خطرناک و اعتیادآور فناوری چیزی است که به لطف کار بسیار عمدی مهندسان رسانه های اجتماعی در ما رخنه کرده است. بیل ماهر در یک قسمت از برنامه گفتگوی شبکه HBO در سال 2017 از «سرمایه‌داران رسانه‌های اجتماعی» به عنوان دخانیات بزرگ جدید یاد کرد که محصولاتی را که تا حد امکان اعتیادآور طراحی شده‌اند، می‌فروشند.

در واقع، در مورد تاکتیک‌های مورد استفاده برای جلب توجه و حفظ توجه ما، از جمله روشی که برخی شرکت‌های فناوری از تمایل طبیعی انسان برای تأیید اجتماعی بهره می‌برند، مطالب زیادی نوشته شده است. یکی از مهم‌ترین پیشرفت‌ها در سال 2009 رخ داد، زمانی که فیس‌بوک دکمه «شست بالا» را معرفی کرد، که نوعی از دکمه «لایک» FriendFeed است. حالا، وقتی کسی چیزی را پست می‌کرد، به تجربه‌ای عمیقاً تعاملی تبدیل می‌شد. چند نفر از افراد قبیله من آنچه را که من پست کردم را دوست دارند؟ یک اصرار اولیه برای ادامه بررسی وجود داشت و ما به خوبی با صداهای اعلان همراه با این پاسخ‌ها هماهنگ شده‌ایم.

 

ایده کلیدی دوم:

مینیمالیسم دیجیتال بر پایه فلسفه‌ای است که می‌گوید کمتر می‌تواند بیشتر باشد.

اگر امیدواریم از خود در برابر ذهن روشن سیلیکون ولی که مشتاق سوء استفاده از آسیب پذیری هایمان هستند محافظت کنیم، به دفاعی قوی نیاز داریم. به همین دلیل است که نویسنده، کال نیوپورت، سبک زندگی را پیشنهاد می‌کند که آن را مینیمالیسم دیجیتال می‌نامد.

افراد زیادی وجود دارند که راه‌حل‌های سریع مانند غیرفعال کردن اعلان‌ها را در تلفن هوشمند خود توصیه می‌کنند، اما نیوپورت به این تنظیمات کوچک اعتماد ندارد تا در دراز مدت تفاوت زیادی ایجاد کند. از این گذشته، نویسنده یکی از این مقاله ها گفت که اعلان ها را در 112 برنامه غیرفعال کرده است، که این سوال را ایجاد می کند که آیا واقعاً به این همه اپلیکیشن نیاز داری؟

 

ایده کلیدی سوم:

اصول مینیمالیسم دیجیتال بر اساس دو ویژگی اقتصادی و خرد و سادگی زندگی آمیش‌ها بنا شده‌اند.

مینیمالیسم دیجیتال بر سه اصل استوار است – بهم ریختگی پرهزینه است، بهینه سازی مهم است و هدفمندی رضایت بخش است.

اولین اصل مربوط به اقتصاد جدید است که توسط هنری دیوید ثورو در کتاب Walden ترویج شد. اساساً، New Economics هنگام محاسبه ارزش واقعی چیزی، هزینه های زندگی را شامل می شود. به عنوان مثال، اگر می‌خواهید به جای پیاده‌روی، ماشینی بخرید تا وارد شهر شوید، ثورو به شما یادآوری می‌کند که قیمتی که برای ماشین می‌پردازید تنها هزینه آن نیست، بلکه زمان، استرس و تلاشی است که برای به دست آوردن آن نیاز است. پول و ایمن و سالم نگه داشتن خودرو. در پایان، هزینه ممکن است بسیار بیشتر از عمل سالم پیاده روی در شهر باشد. همین بررسی دقیق باید در هر ذره ای از رسانه های دیجیتالی که به زندگی خود راه می دهید وارد شود. از خود بپرسید که واقعاً چه چیزی از آن به دست می آورید و هزینه زمان و توجه چقدر است. آیا مطمئن هستید که نمی توانید همان کار را به روش دیگری انجام دهید؟

 

ایده کلیدی چهارم:

شروع یک پاکسازی دیجیتال با یک وقفه سی روزه آغاز می‌شود و پس از آن، برخی ابزارها به صورت گزینشی و با دقت دوباره معرفی می‌شوند.

اگر اصول مینیمالیسم دیجیتال برایتان جذاب است، روش شروع آن این است که سی روز پاکسازی دیجیتال را تجربه کنید. مهم است که بدانید این دوره یک سم‌زدایی دیجیتال نیست، زیرا سم‌زدایی به این معناست که بعد از آن به عادات قبلی خود بازخواهید گشت. این دوره درباره متوقف کردن فعالیت‌های کنونی‌تان است تا بتوانید راهی جدید برای آینده در نظر بگیرید.

با این رویکرد، به مدت سی روز برنامه‌ریزی کنید که تمام فناوری‌های غیرضروری را از زندگی خود حذف کنید. این به معنای کنار گذاشتن هر چیزی است که برای کار و فعالیت‌های روزمره به طور مطلق ضروری نیست.

 

ایده کلیدی پنجم:

برای جلوگیری از علائم کمبود تنهایی، سعی کنید تلفن همراه خود را در خانه بگذارید و بیشتر پیاده‌روی کنید.

مشکل بسیاری از “ترفندهای زندگی” و راه‌حل‌های سریع این است که زمینه‌ساز تغییرات پایدار نیستند. ممکن است شما را ترغیب کنند تا یک عادت جدید و سالم را شروع کنید، اما به محض مواجهه با یک مشکل یا مانع، بسیار راحت است که تسلیم شوید و بگویید این راه‌حل موثر نبود. به همین دلیل مینیمالیسم دیجیتال مجموعه‌ای از تمرین‌های پیشنهادی دارد که با این سبک زندگی هماهنگ هستند و ثابت شده‌اند که ارزش معنادار و رضایت‌بخشی دارند که در بسیاری از فعالیت‌های مبتنی بر دیجیتال وجود ندارد. اولین توصیه تنهایی است – یک کالای ارزشمند که فناوری‌های جدید اغلب از بین می‌برند.

اگر قبل از دهه ۸۰ میلادی متولد شده‌اید، احتمالاً خاطرات واضحی از زندگی قبل از موبایل دارید. اما افراد متولد بین ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۲ در واقع با موبایل‌ها بزرگ شده‌اند و اکنون متوسط نه ساعت در روز را روی این دستگاه‌ها صرف می‌کنند. پژوهشگر نام‌آشنای جهانی نسلی، ژان توآنژ، یک افزایش شگفت‌آور در مشکلات سلامت روانی در این گروه را مشاهده کرد، که با عنوان “نسل آی” شناخته می‌شود، با درصد بالاتری از افسردگی، خودکشی، اختلالات تغذیه، بیماری خانه‌نشینی و به خصوص اضطراب.

 

ایده کلیدی ششم:

برای کاهش احساس تنهایی، از کلیک کردن خودداری کنید و به جای آن زمان‌های خاصی برای پیام‌رسانی و تماس‌هایتان برنامه‌ریزی کنید.

هزاران سال زمان برای توسعه مغزی که شبکه پیچیده‌ای از نورون‌ها برای پردازش زندگی اجتماعی پیچیده دارد، گذشته است. منطقاً است که این مغز با شکل‌دهی به اموجی‌ها و هشتگ‌ها راضی نمی‌شود. بنابراین انتظاری نیست که بر اساس مطالعه‌ای که در ژورنال پیشگیری پزشکی آمریکا انجام شده، هر چه بیشتر زمان در شبکه‌های اجتماعی صرف می‌شود، احتمال احساس تنهایی بیشتر است.

پس توصیه بعدی در مینیمالیسم دیجیتال این است که از کلیک کردن بر روی “لایک” خودداری کنید.

 

ایده کلیدی هفتم:

برای تفریح‌های معنادارتر، به سرگرمی‌های دشوار و نیکوکارانه علاقه‌مند شوید و فعالیت‌های کم ارزش را برنامه‌ریزی کنید.

شما نباید ارزش زمان اوقات فراغت با کیفیت را کم بینی کنید. همانطور که فیلسوف بزرگ آریستوتل می‌گوید، برای زندگی خوب، انسان باید زمانی را برای تفکر عمیق داشته باشد، به هیچ دلیلی جز برای لذت بردن از خود فعالیت. به عنوان کارشناس آریستوتل، کیروان ستیا توضیح می‌دهد که فعالیت‌هایی که منبعی از شادی درونی هستند، برای زندگی رضایت‌بخش بسیار حیاتی هستند.

نویسنده این فعالیت‌ها را “تفریح با کیفیت بالا” می‌نامد در حالی که تفریح‌های مجازی مانند رسانه‌های اجتماعی و گوش دادن بی‌توجه به طور خاص “تفریح با کیفیت پایین” هستند. بنابراین، یک هدف اصلی از مینیمالیسم دیجیتال این است که فضای بیشتری را برای تفریح با کیفیت بالا فراهم کند و به طور هدفمند زمان تفریح با کیفیت پایین را محدود کند.

 

و ایده کلیدی آخر:

نصیحت از مقاومت در برابر توجه شامل کاهش ویژگی‌های تلفن همراه شما و استفاده از دستگاه‌های تک منظوره است.

همانطور که بسیاری از افراد به تلفن‌های همراه و حساب‌های رسانه‌های اجتماعی خود وابسته شده‌اند، ممکن است فکر کنید که مینیمالیسم دیجیتال یک ایده خیلی شدید و عجیب است. اما واقعیت این است که مینیمالیسم دیجیتال فقط یک بخش از یک جنبش جهانی رو به رشد به نام مقاومت در برابر توجه است.

این جنبش نام خود را از صنعتی که بسیاری از شرکت‌های فناوری مهم امروزی در آن فعالیت می‌کنند، یعنی اقتصاد توجه، می‌گیرد. شرکت‌هایی مانند فیسبوک به همان شکلی که روزنامه‌های زباله در قرن نوزدهم عمل می‌کردند، پول خود را کسب می‌کنند. آن‌ها جمعیت بزرگی را جذب می‌کنند و سپس توجه این جمعیت را به تبلیغ‌ها می‌فروشند که محصولات و خدمات خود را به آنها معرفی کنند. هر چه بیشتر افرادی که جذب می‌کنند و هر چه بیشتر می‌توانند توجه آنها را به خود جلب کنند، به ازای همان توجه بیشتر پول بیشتری از تبلیغ‌دهندگان دریافت می‌کنند. امروزه، جلب توجه ارزشمندتر از به دست آوردن نفت است، به طوری که ارزش گوگل ۸۰۰ میلیارد دلار، فیسبوک ۵۰۰ میلیارد دلار و اگزون‌موبیل ۳۷۰ میلیارد دلار است.

 

با تشکر از دانیال قرائی.

و ممنون برای وقتی که گذاشتید

ارسال دیدگاه